
اگه دیر اومدم ببخشید. چون این روزها سرم خیلی شلوغ بود.
حالا اومدم و می گم سلامی به روشنی آفتاب و به پاکی دل های مهربونتون.
بازم می گم سلام.
حدود یه هفته پیش رییس جمهور قزاقستان در سفر خودشون به ایران از مرکز اسناد و کتابخانه ملی بازدید کردند.
واقعا جاتون خالی بود. کتک خوردن ما از دست محافظ های رییس جمهور قزاقستان یک طرف و کله پاچه خوردن در کنار علی اکبر اشعری رییس مرکز اسناد و کتابخانه ملی از طرف دیگر نورعلی نور بود.
برنامه ساعت 15 قرار بود که شروع بشه اما مثل همیشه رییس جمهور قزاقستان با 90 دقیقه تأخیر وارد مرکز اسناد و کتابخانه شد.
با ورود او برنامه آغاز شد؛ گروهی از قزاقستانی های مقیم ایران برای عرض ادب در دو طرف ورود ایشان ایستاده بودند و ادای احترام می کردند.
چه صحنه ای بود باورتون نمی شه. قزاق ها آنقدر خوشحال بودن و چنان از هیجان انگشت به دهان مانده بودن که انگاری درحال تماشای یک فرشته بودن.
رییس جمهور قزاق ها پس از عبور از سیل جمعیت حدود یک ساعتی درحال بازدید از مرکز اسناد و کتابخانه ملی بود.

البته بازدید که چه عرض کنم مسابقه دو بود. همه خبرنگاران و عکاسان پشت سر این سران درحال دویدن بودن تا از خبر عقب نمانند.
من هم که مثل همیشه تو این مواقع زرنگیم گل می کنه مثل یک شیرزن برای تهیه خبر درحال دویدن بودم.
طبقه پایین کتابخانه یه در میانی داشت و محافظ های رییس جمهور بعد از این که رییس جمهور از اون جا عبور کرد، سریعا در را بستند هنوز سی ثانیه به بستن در نمونده بود که مثل هوخشتره تا اومدم از در رد بشم محافظ غول پیکر که فکر کنم قدش به دو متر و وزنش به 120 کیلو می رسید من بدبخت که قدم از یک متر بیشترو وزنم از 50 بالا نیست، چنان سیلی به در گوش من زد که نفهمیدم کجا هستم و تا چشمم را باز کردم، خود را داخل کتابخانه ملی دیدم.
عجب روزی بود ولی اون کله پاچه آخر برنامه بیشتر از اون سیلی که درگوشم خورده بود چسبید. بازم می گم جاتون خالی.
این هم از یک روز کاریمون، اما جدا از شوخی همیشه این طور نیست ولی گاهی اوقات تو برخی از برنامه ها خبرنگارهای بیچار زیر دست این محافظ ها کتک های بدی می خورن.
محافظ ها متأسفانه دختر و یا پسر نمی شناسن و هر کسی را که احساس کردن مزاحم کارشون می شن به باد کتک می گیرن.
این چندمین باری بود که من سر برنامه کتک می خورم.
امیدوارم روزی این فرهنگ در کشور ما جا بیفته که واسه خبرنگارها تو برنامه های خبری یه جایگاهی درست کنن تا خبرنگارها زیر دست و پا له نشن.

از قديم گفتند كه كار را بايد به كاردان سپرد. به اين معنا كه هر كس در هر حوزه اي كه تخصص دارد به كار بپردازد در غير اين صورت بايد از انجام آن خودداري كرد. متأسفانه اين روزها در حوزه دين و معنويات هر كسي خود را متخصص اين قضيه مي داند و به دنبال تهيه و توليد اثر ديني و معنوي است، اما آيا اين درست است كه هر برنامه سازي در حوزه دين و معنويات فيلم و سريال بسازد؟
اگر مرور كمي بر سريال هاي ماه مبارك رمضان داشته باشيد كاملا به اين جمله خواهيد رسيد كه عدم تخصص و تجربه در هر حوزه اي اثر را به ناكجاآباد خواهد برد.
هر ساله گروه فيلم و سريال شبكه هاي مختلف سيما به مناسبت هاي مختلف ازجمله ماه رمضان، محرم، عيد نوروز، هفته دفاع مقدس، هفته نيروي انتظامي و.... سفارش تعدادي از سريال ها را به گروه هاي مختلف تلويزيوني مي دهند. همچنين در كنار اين سفارش ها هزينه هاي بسيار زيادي نزديك به 90 ميليون براي توليد هر يك از اين سريال ها در نظر گرفته مي شود.
هر يك از سريال ها بودجه هاي مناسبي را به توليد اثر خود اختصاص داده اند و حالا اگر ميوه ممنوعه نسبت به ساير سريال هاي ماه مبارك رمضان ارتقاء پيدا مي كند به دليل توانمندي هاي كارگردان مجموعه «حسن فتحي» است.قطعا بودجه و امكانات بالا مي تواند در جهت ارتقاء سطح كيفي سريال ها موثر باشد اما تخصص و توانمندي شرط لازم براي توليد اثري با كيفيت و تاثير گذار است .
حسن فتحي با ساخت سريال هاي همچون «شب دهم»، «مدار صفردرجه» و «ميوه ممنوعه» به همه ثابت كرده كه داراي اين چنين توانمندي است.
اما گذشته از مسائل اعتباري ،معتقدم يكي از دلايل ضعف سريال هاي مناسبتي كه هرساله ما شاهد آن هستيم بحث توليد اثر در زمان كوتاه است. چرا كه گروه فيلم و سريال شبكه هاي مختلف سيما در كمترين زمان ممكن به گروه هاي تلويزيوني سفارش كار مي دهند و گروه به ناچار سعي مي كنند سريال را كش دهند به طوري كه گاه يك موضوع فرعي چند قسمت داستان را پر مي كند و همين وضعيت باعث مي شود هزينه هاي بسياري صرف اين سريال ها شود.
بطور قطع طرح هاي بسياري از سوي گروه هاي مختلف تلويزيوني به سازمان ارائه مي شود اما متأسفانه بروكراسي اداري سنگ اندازي مي كنند تا طرح ها هرچه ديرتر تصويب شود.
از سريال يك وجب خاك شروع مي كنم. سريالي به ظاهر طنز اما هيچ يك ازعناصر طنز در آن ديده نمي شود به طوريكه اين مجموعه بيشتر به هجو مي ماند تا طنز.
چرا كه كارگردان و يا برنامه ساز اين مجموعه با مقوله طنز آشنا نيست و هنوز هم براي من جاي سوال است كه چرا همه برنامه سازان خود را ملزم به ساخت مجموعه طنز مي كنند مگر غير اين است كه ساخت مجموعه طنز نياز به تخصص و علم كافي است اما اين روزها شاهد ساخت مجموعه طنز از سوي هر برنامه ساز بي تجربه اي هستيم.
از ديگر مواردي كه مي توان به اين سريال خرده گرفت اين است كه شايد بتوان آميختگي ميان طنز و مسائل ديني ايجاد كرد چرا كه در اسلام هم به شادي و نشاط و خنده تأكيدات فراواني شده است اما آيا براي آميختن اين دو مقوله نياز به تجارب و تخصص كافي نيست؟
و اما سريال اغماء كه چه نقدهاي فراواني بر اين سريال مي توان وارد كرد.
كودك، نوجوان و حتي جوان ذهنيت خاصي از روز قيامت، خداوند و حتي شيطان را دارند چرا بايد با ساخت چنين مجموعه هايي اين ذهنيت را در اقشار مختلف جامعه تغيير داد.
الياس شخصيتي كه در قسمت هاي اول به عنوان يك فرشته نجات براي دكتر پژوهان قلمداد مي شد و با گذشت چند بخشي از مجموعه اين شخصيت تبديل به شيطان مي شود و حتي رفتارهاي رز يكي از شخصيت هاي داستان با خانواده و ديالوگ هايي كه ميان آن ها رد وبدل مي شود و حتي ديالوگ هاي ميان رز و فرزاد هم غيرمعقولانه و حتي غيررسانه اي است.
و يا «ميوه ممنوعه» كه هرچند اين سريال در ميان سريال هاي ديگر ماه مبارك رمضان گوي ميدان را ربوده است اما انتقادهايي به ديالوگ و رفتارهاي شخصيت هاي قصه وارد است. ديالوگ هاي پدر(حاج يونس) و پسر(جلال) كمي غيرمعقولانه به نظر مي رسد.
شايد اين نوع ديالوگ ها در عين واقعيت ميان پدرها و پسرها وجود داشته باشد اما آيا بايد اين ديالوگ ها در رسانه ملي همچون تلويزيون بيان شود؟
همچنين شخصيت هاي داستان در ميان ديالوگ هاي خود از حرفهاي ناسزا و كلماتي كه در خور خانواده مذهبي نيست بسياري استفاده مي كنند.
«برو گمشو مگه من ديونه ام» در يك وجب خاك و يا «داره ور مي زنه يا داره تست مي زنه» در «ميوه ممنوعه» و ... از ديالوگ هايي است كه اين روزها در رسانه فراگيري همچون تلويزيون مي شنويم.
شايد «ورزدن»، «غلط كردن»، «گمشو» در عرف جامعه بطور معمول در گفت و گوي فيمابيني رايج است اما تلويزيون به عنوان رسانه اي تأثيرگذار نبايد از عرف جامعه الهام بگيرد چرا كه برخي از فرهنگ هاي غلط دامنگير عرف جامعه ما شده است و معتقدم مسوولان فرهنگي ما بايد كمي دقت نظري به متن فيلمنامه هاي ما داشته باشند.
متأسفانه ما هيچ هزينه اي را براي فرهنگ كشور صرف نمي كنيم و درجايي هم كه به هبانه مناسبتي اعتباري صرف مي شود آموزشهاي منفي بيش از آموزه هاي مثبت نمايان مي شود .
به هر ترتيب سريال ميوه ممنوعه براي اولين بار نويسنده گفت وگو داشت كه اين نقطه عطفي در سريال سازي بود و نادري هم با چيره دستي گفت وگوهاي زيبايي را در ميوه ممنوعه داشت اما گاه كلمات نادرست نيز مطرح شد.
رييس هيات مديره كانون سردفتر ان و دفترياران گفت:هيچ سردفتري حق ندارد بدون اجازه دادستان دفتر را از دفترخانه خارج كند.
هادي معزالديني با انتقاد از انعكاس نادرست نحوه عملكرد برخي مشاغل در سريال هاي تلويزيوني گفت: اخيرا شاهد آن بوديم كه در سريال "ميوه ممنوعه" كه هر شب از شبكه دو سيما پخش مي شود شان و منزلت سردفتري خدشه دار شده است.
وي ادامه داد: در يكي از قسمت هاي اين سريال چنين نشان داده شد كه سردفتري با حضور در منزل شخصيت اصلي داستان قصد داشت اسنادي را به نام همسر و فرزندان وي تنظيم كند، در حاليكه اين كار كاملا غير قانوني و نادرست است.

رئيس هيات مديره كانون سردفتران و دفترياران با تاكيد بر اينكه هيچ سردفتري حق خروج اسناد و مدارك را جهت امضا از دفتر اسناد رسمي ندارد تاكيد كرد: اين مهم قانون و فقط با اذن و اجازه دادستان امكان پذير است و متعاملين بايد با حضور در محل دفتر اسناد را امضا كنند.
معزالديني در پايان توجه بيشتر فيلم سازان و مروجان فرهنگ در رسانه ها را به شان و منزلت مشاغل مختلف در جامعه خواستار شد.

مدتی بود که محسن پرویز معاون فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به مدیران خود پیشنهاد کرده بود که چاره ای برای قطع دستان دلان خرید و فروش بن کتاب بیندیشند.
سال ها گذشت و طرح های بسیاری به دست آقای پرویز رسید و بالاخره روز گذشته در طی مراسمی، کارت الکترونیکی خرید کتاب با حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و معاونانش رونمایی شد.
کارت الکترونیکی خرید کتاب به نوعی قرار است جایگزین بن های کتاب شود.
این کارت ها با مشخصات کامل فرد در سیستم ثبت می شود و کسی به غیر از دارنده کارت نمی تواند از آن استفاده کند.
اگر هم کسی قصد فروش کارت خود را دارد دیگر نمی تواند کارت مجددی را خریداری کند.
به گفته سید مهدی جهرمی رییس خانه کتاب، کارت الکترونیکی خرید کتاب قابل شارژ است و در اختیار
اساتید دانشگاهها، دانشجویان، فرهنگیان، دانشآموزان و سایر متقاضیان قرار میگیرد.
این کارتها در کتابفروشیها عرضه میشود و هستههای پایانه برای شارژ این کارتها دراختیار کتابفروشیها گذاشته خواهد شد.
در این مراسم جایی برای نشستن مدعوین و خبرنگاران تدارک دیده نشده بود و همه ما بیش از یک ساعت در سالن کوچک انتشارات بهنشر سرپا ایستاده بودیم.
همچنین پس از مراسم به همراه وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی برای ضیافت افطاری به هتل انقلاب رفتیم.
در این مراسم ما بدون این که متوجه شویم در جایگاه مسوولان فرهنگی نشستیم و افطار کردیم.
جایگاه ما دقیقا کنار میز وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و معاونانش بود.

دوره هاي پاييزي موسسه گل آقا در دو رشته طنز مطبوعاتي و كاريكاتور و در دو دوره از علاقه مندان به اين رشته ها ثبت نام مي كند.
موسسه گل آقا در نظر دارد در ايام پاييز كلاس هاي طنز و كاريكاتور در رشته هاي مختلف برگزار كند.
دوره اول رشته طنز مطبوعاتي شامل گزارش و مصاحبه سوژه يابي شناخت طنز،طنز مطبوعاتي(1) و دوره دوم شامل طنز در سايررسانه ها، شعر طنز، طنز مطبوعاتي 2، حريم هاي اخلاقي و مسووليت اجتماعي در طنزاست.
همچنين دوره اول رشته كاريكاتورشامل طراحي عمومي(1) و آموزش كارتون(1)، تاريخچه كاريكاتورو دوره دوم شامل طراحي عمومي(2)، آموزش كارتون(2)، طراحي چهره و طراحي فيگور، دوره سوم طراحي عمومي(3)، آموزش كارتون(3)، كاريكاتور چهره و كارتون استريپ است.
علاقه مندان به استفاده از كلاس هاي تك درس(خارج از دوره) در صورت ارائه نمونه كار و تأييد بخش آموزش، قادر به ثبت نام خواهند بود.
هزينه شركت در هر كلاس به صورت غيردوره اي مبلغ 30 هزار تومان است.
كلاس ها از 15مهرماه سالجاري آغاز شده و تا 15 آذرماه سالجاري ادامه دارد.
علاقه مندان براي ثبت نام و شركت در اين كلاس ها مي توانند به نشاني ميدان آرژانتين، خيابان زاگرس، پلاك 7 مراجعه كنند.
همچنين دوستداران طنز براي كسب اطلاعات بيشتر مي توانند به نشاني اينترنتwww.golagha.ir مراجعه كنند.
تخفيف ويژه جهت روزنامه نگاران، دانشجويان هنر و علوم انساني، رزمندگان، جانبازان، آزادگان و خانواده هاي شهدا داده مي شود.

با تمام تلاشهاي انجام شده و بودجههاي اختصاص يافته به منظور اخراج مهاجران افغان از ايران دفتر شهردار تهران بخشنامهاي به شهرداريهاي مناطق 22 گانه تهران دستور جذب سه هزار كارگر افغان را براي جمعآوري و حمل زباله صادر كرد.
متن بخشنامه اين اين شرح است:
«شهرداران محترم مناطق بيست و دو گانه
سلام عليكم
احتراما، با توجه به مكاتبات صورت گرفته با وزارت كار و امور اجتماعي و به لحاظ رفع مشكل نيروي انساني شاغل در امور جمعآوري و جعل زباله، وزير محترم با جذب سه هزار نفر از اتباع خارجي براي انجام اين امر مهم موافقت نمودهاند، لذا لطفا دستور فرماييد نسبت به ارسال ليست اسامي پيمانكاران مربوطه و نيروي مورد نياز آنان به اين اداره كل با هماهنگي مدير عامل محترم سازمان خدمات موتوري اقدام لازم معمول نمايند.
محمد هادي موذن
مشاور و مدير كل دفتر شهردار تهران»
در اين بخشنامه در حالي با استخدام سه هزار كارگر افغان در شهرداري موافقت كرده كه بيش از 20 ميليارد تومان در بودجه امسال براي اخراج افغانها از ايران اختصاص يافته است.
همچنين بنابر اعلام حسن صالحيمرام مدير كل اشتغال اتباع خارجه وزارت كار، در سال 85 بيش از 200 ميليارد تومان جريمه در 120 هزار مورد بازرسي براي كارفرمايان به شناسايي 150 هزار كارگر افغان صادر شده است.
وزارت كار به عنوان متولي اشتغال براي ايرانيان همواره منتقد بكارگيري كارگران افغان در بخش خدمات شهري از سوي شهرداري بوده است، اما اين بار مشخص نيست وزير محترم كار با چه توجيهي به راحتي با استخدام سه هزار كارگر افغان در شهرداري تهران موافقت كرده است در حالي كه بيكاري يكي از مشكلات اصلي جوانان بشمار ميرود.

به گزارش خبرنگار ما، خبرگزاری برنا ویژه سازمان ملی جوانان نزدیک به یک ماهی است که کار خبری خود را آغاز کرده است.
این خبرگزاری که جذب نیروهای خود را چندی پیش آغاز کرده بود، حدود یک ماه پیش با دستان مبارک ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران حضرت محمود احمدی نژاد قهرمان خاورمیانه افتتاح شد.
این خبرگزاری در حال حاضر از کمبود نیرو رنج می برد، به همین دلیل از خبرنگاران حساس و مامانی و کسانی که بیکار هستند دعوت به کار می کند.
خبرنگاران خبرگزاری برنا درحال حاضر متشکل از خبرنگاران بسیار حساس و مامانی و برشکسته جامعه مطبوعات است.
در این خبرگزاری خبرنگارانی به چشم می خورد که با دبیر و یا سردبیر خود قهر و یا ترک محل کرده اند.
درهای دو نبشه این خبرگزاری پس از نماز صبح به روی تمامی خبرنگاران حساس و مامانی باز است.
ورود برای عموم رایگان است.